به نظر من قاطعترين دليل بيداري اروپا ظهور ناگهاني ترانهٴ رولان است. اين موضوع كمتر از رشد موسيقي يا طب اروپايي در زمينهٴ كار ما خودنمايي ميكند ولي به عنوان نشانهاي از نيروي حياتي و استقلال فكري بسيار باارزش است. اين امر كه آن منظومه، يعني بزرگترين يادگار ادبيات قرون وسطي (مسيحي) نه اينكه به لاتيني، بلكه به يك زبان محلي نوشته شد، به خودي خود سرشار از اهميت است.
پيشرفت يهود، بيش از مسيحيان مشهود بود. ما شاهد فعاليت يشوع بن يهودا در اورشليم؛ فاسي در تونس (و بعداً در اسپانيا)؛ رشي در فرانسه؛ اهماز و ناتان بن يهيل در ايتاليا بودهايم.
دست كم سه تن از اينان (فاسي، رشي و ناتان) مردان بسيار بزرگي بودند.
سهم هند هم در تعالي فكري، هرچند كمتر از سهم مسيحيت و اسرائيل بود، افزايش مشهودي را نشان ميداد. هند جنوبي رامانوجا و ويجنانشوارا را عرضه كرد.
رستاخير سونگ حالا ديگر به راه افتاده بود، با اين حال تا قرن بعد به اوج خود نرسيد. علما و فضلايي كه در اين فصل از آنان سخن گفتهايم گروه بسيار دلكشي را تشكيل ميدهند: شائويونگ، چو تون - ئي، شن كوا، چو - تسئونگ، سو - سونگ، تسئاي هسيانگ، فو كونگ، وانگ كوان، تئانگ آن - شيه، تونگ پينگ، چين - ئي، او - يانگ هسيو، سسو- ما كوانگ، وانگ آن - شيه.
انعكاس اين رستاخير چيني حالا ديگر داشت در ژاپن احساس ميشد، و اين امر كه آخرين تاريخ ژاپني، يعني
ايگوا مونوگاتاري، به جاي اين كه به چيني نوشته شود، به ژاپني نوشته ميشد، ثابت ميكند كه رستاخير ژاپن تا مدت مديدي از رستاخيز چين پيروي كوركورانه نكرد.
قطعاً ژاپن داشت بيدار ميشد.
اگر با فهرستهايي كه قبلاً داده شده، مقايسه شود، سهم اسلام ناچيز به نظر ميرسد، ولي هنوز داراي كيفيات عالي بود. عليرغم وجود آنسلم، پسلوس، و قسطنطين، عليرغم ترانهٴ
رولان، عليرغم فاسي، رشي، و ناتان، هنوز اسلام در صف مقدم بشريت قرار داشت. در آن ايام در جايي از جهان فيلسوفي نبود كه قابل قياس با غزالي باشد، نه منجمي همتاي زرقالي، و نه رياضيداني مانند خيام. اين مردان در رأس معاصران خويش قرار داشتند.
اگر وضع فكري جهان اسلام را با دقت بررسي كنيم، در وهلهٴ اول درمييابيم كه برخي از مهمترين كارها به وسيلهٴ ايرانيان صورت گرفت؛ اين تازگي نداشت، ولي آنچه چشمگيرتر بود اين است كه آنان به فارسي مينوشتند. غزالي تنها ايراني بود كه به عربي نوشت. حسن بن صباح، عمر خيام، ناصر خسرو، زريندست، نظامالملك و اسدي به فارسي نوشتند.1 به فضل فردوسي،